خیلی از آدمها خاطره میشوند و از کنارت میروند
بعضی ها را با این که دوست داری دوباره ببینیشان و براحتی هم میتوانی پیدایشان کنی، بنا به دلایلی به عمد می سپاریشان به تاریخ ؛ بعضی ها را از دست میدهی برای همیشه و بعضی ها را دیگر حاضر نیستی تحت هیچ شرایطی دوباره ببینی
خاطره ها ولی همیشه هستند، آرام در زیر خروارها خاک فراموشی دفن شده اند و گاهی بو ها، تصویرها، صداها و آهنگ هایی روحت را شخم میزنند و خاطرات کسی را بیرون میکشند و تو در چشم بهم زدنی طی العرض و طی الوقت میکنی و میروی آنجایی که این بو ، صدا یا تصویر از آن سرچشمه گرفته
راستی راستی دارم خیلی ها را فراموش میکنم
تو که اولین پک سیگارمان را دزدکی در اتاق من زدیم و هر دو به سرفه افتادیم
یا تو که وقتی در امتحان ریاضیات گسسته کلی تقلب بهت رساندم انقدر تابلو کردی که هر دو لو رفتیم و شدیم مضحکه یک دانشگاه
و تو که وقتی تمام دلسترت را خوردی با هم تصمیم گرفتیم شیشه هایش را به دیوار خانه مان بکوبیم و تو زود در رفتی تا همسایه ها نبیندندت و من تا مدتها با دیدن شیشه خورده ها به وجد می آمدم
تو که....
چقدر یهو دلم برای همه تان تنگ شد بی شعور ها
پ.ن: برداشت شخصی نفرمایید حضرات! اینایی که گفتم اینجا رو هیچ وقت نمیبینن... در ضمن اینجا بی شعور فحش نیست، یک جور ابراز احساسات غمگین و تلخ است برای کسی که زمانی دوستش داشته ای
