
این حروفی که به دنبال هم ردیف شده اند برای توست
حالا که بیشترین دوستم شده ای
همیشه گی ترین صدای آشنایم شده ای
و دیگر هیچ کسی نمیتواند در سهمی از روح من بر تو پیشی بگیرد
-و تنها برای توست که دوست دارم زمان را بکشم که این 6:15 دقیقه صبح لعنتی یک چند ساعتی دیرتر برسد-
برایت نگفته ام که کشف بزرگی کرده ام
هیچ میدانستی؛ تو در آب به دنیا آمده ای و من روی زمین داغ زاده شدم. هنوز هم تو در حباب نامرئی آب غوطه وری و من بطور غریزی شاید مثل اسپند بالا و پاین میپرم! برای همین است که فکر میکردیم زمان برای ما با یک سرعت عبور نمیکند...
وای که چه ترکیب بی نظیری...
تنها به همین دلیل است که میتوانی آرام و آهسته به همان کندی خاص خودت جست وخیز های پر دنگ و فنگ مرا تماشا کنی و در یک لحظه برایم لبخندی به طول چند روز در مقیاس من بزنی...
من و تو شاید روزی این ترکیب بی نظیر را در کتاب رکورد های جهان ثبت کنیم...
و من اکنون بیشتر از همیشه دوستت دارم
