تبليغاتX
نصفه آدم

نصفه آدم

جورستان یک نصفه

 

.

.

.

تمام شد. مثل کندن دندان پوسیده.

هنوز نمیدانم دقیقا چه حالی دارم. ولی مطمئنم اصلا حال خوشی نیست.

از همین امروز ظهر دیگر دانشجو نیستم. شاید هم دیگر نشوم. کاملا تهی شده ام. مثل ترکیدن یک حباب....

 

 

تفهیم مفاهیم یعنی:

 - گلی خانومی بالاخره توام میری مدرسه امسال؟

-آره! ..چیزه.... امممم.... فردا که پنج شنبه س نه، جمعه هم نه، فرداش شنبه و بعدش یک شنبه و دو شنبه و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه و جمعه هم نه؛ ....شنبه میرم!!!!

 

 

 

  

پ.ن ۱: چقدر بد است وقتی می گذرد حس کنی گند زده ای به تصویری که درابتدا کشیدی از آینده ات!

 

پ.ن۲ :موجودی که متولد شد یک عجوبه ی ناقص الخلقه ی کچل و پِرت از کار در آمد! مانده ام چه بناممش!!!

 

پ.ن ۳: دلم برای خودم  و همه تنگ شده ...

 

پ.ن ۴: صفحه ی دسک تاپم پر شده از پریشانی این روزها...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 1:27  توسط سانتا ماريا  |